X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1392 @ 10:09

شاخ غول

پلیوره رو یادتونه یه بار خواستم ببافم؟ حدود دو هفته پیش تموم شد اگر خدا بخواد...ببینید!

بعد از اونم شروع کردم به شالگردن بافتن برای برادر حامی که نیمه تمامه و ایشالا تا دو سه روز دیگه اگر ادامه بدم تمام می شه...اینم ببینید!!

لازم به توضیحه که در پست قبلی تهدیدی که من باب شوخی عرض کردم منظور نظرم مسئولین محترم بودن نه شما دوستان عزیزم...

دیشب بالاخره شاخ غولو شکستم و ماشین و بدون حامی برداشتم و رفتم سالن ورزشی!! البته همچین تنها هم نبودم و این خانوم همکار حامی که همسایمونم هست همراهم بود. اونم رانندگی می کنه و از قضا دیشب ماشین نداشت گفت بیا پیاده بریم سالن...حامی گفت بیا ماشین و بردار ببر! ما هم ذوق مرگ شدیم و رفت...خلاصه که تا اینجای قضیه از رانندگی ما که به خیر گذشته...ایشالا از این به بعد هم به خوشی طی بشه به حول و قوه الهی...

آهان یه قضیه ای رو هم می خواستم متذکر بشم!! نمی دونم چرا این وبلاگستان تعدادی از لینکا رو قورتیده!! یعنی اگر من نیودم دلیلش این نبوده که نبودم یا اینکه حوصله نداشتم و از این دست مسائل...من لینک به روز شده ندیدم!! الان برم پیگیر شم که چرا اینجوریه!!

نظرات (22)
محبوبه
پنج‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 11:48
ماشالا خانوم هنرمند خیلی خوبه بعدها واسه خودت کار و کاسبی راه بنداز

منم گواهیناممو بگیرم اون وقت رانندگی میکنم هورا خانم راننده

منم بعضی لینکارو که به روز میشه رو نشون نمیده برو ادبشون کن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ولی دیگه فکر نکنم به اون حد برسه...در همین حد که بتونم کار خودم و راه بندازم فکر کنم خیلی هنر کردم
به به...خیلی عالیه...حتما از همین الان بشین پشت ماشین تا راحتتر باشی...
انگار جز قانونشونه که لینکایی که بعد از کلی وقت به روز نمی شن حذف می شه...
شاذه
پنج‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 20:35
به به بانوی هنرمند! خسته نباشی! هردو تا عالی بافته شدن!

میگم یه وقتی که خیلی بیکار بودی میشه لطفا برای منم بلاگستان بذاری؟ راستش چند وقت پیش خودم رفتم عضو شدم ولی هرکار کردم نتونستم ازش استفاده کنم. اگه لطف کنی و برام بذاری ممنون میشم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ازت...
چشم حتما...خبرت می دم
topoli
پنج‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 21:58
به به خانوم هنرمند .... دست شما درد نکنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ازت
گیسو
جمعه 11 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 18:52
وای عجب پلیور قشنگی
دست گلت درد نکنه
به خوشی بپوسن.همینکه ترست بریزه حله و زودی راه میفتی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ازت گیسو جان...
آره ترس بد چیزیه...آدم و از کار و زندگی می ندازه...
رزماری
شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 10:56
تو واقعاً دست اول بافتنی ات بود ؟
خیلی کارت عالیه دختر .حرف نداره ؛
خیلی خوب بافتی
چقدر کاموای شال گردن قشنگه ،‌ دست عروس خانم گل درد نکنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره...
ممنونم از لطفت...چشمات قشنگ می بینه...
آره خیلی قشنگه...نه اینکه موج داره رنگاش هم به هم میاد واسه همین خوب جلوه می کنه
بلبل السلطنه و محبت الدوله
شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 13:33
سلام. بافتنی میبافی؟ چه جالب. من یادمه توی مدرسه و در یک درسی به عنوان حرفه و فن در راهنمایی بافتنی داشتیم. دستکش باید میبافتیم. هر انگشتش را یکی از دوستانم برایم بافته بود. دیدنی شده بود. برای آدمیزاد نبود دیگه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام...نه زیاد...فقط همین و که بافتم بلدم...حالا درصددم که بقیه چیزا هم یاد بگیرم...آره یادمه ما هم بافتیم...اونم به سختی...جونم بالا اومد تا درست شد...
منا
شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 14:55
به به دوست هنرمنده خودمه دیگهههه خخخخ
عالی شده پلیوره جدا خیلی شیک شده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی منا جونم
تو لطف داری...
مریم
شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 19:11
سلام عزیزم. خوبی؟
واای چه پلیوره خوشگلی بافتی. مبارکش باشه عزیزم. منم میخام یاد بگیرم. من بافتن و بلدم ولی طرز یقه و آستین و محاسباتش و بلد نیستم.

تمرین کن تو میتونی. البته یکی باید به خودم بگه که از رانندگی میترسم ولی تو نترس ادامه بده منو تشویق کن.

میشه یادم بدی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مریم جان...مرسی عزیزم...آره خب منم همون مقدار بلد بودم...الان بافت این پلیوره رو هم بلدم فقط....
منم اولش خیلی ترس داشتم..اما همین که تونستم با دنده و کلاج و اینا کار کنم دیگه ترسم تقریبا ریخته شده...تو هم می تونی...با تمرین ایشالا...
بله چرا که نه...حالا میام بهت می گم باید چکارا کنی...
GoLi
یکشنبه 13 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 09:07
ای ولا داره کار بافتنیات .. منکه اصلن حوصلشو ندارم
میگم که خوبه وقتشو میکنی حالا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ازت...دوست داشته باشی یاد می گیری...
آره...چون دوست دارم یه جوری وقتش هم پیدا می شه...
گلی
یکشنبه 13 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 10:21
سلام خانمی به به خانم هنرمند چقدر خوب بافتی خوش به حالت من که اصلا بلد نیستم با میل ببافم
انشالله از این به بعد به خوبی تو خیابونا ویراژ بری
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم زیاد بلد نیستم...شاهکارم فقط همیناست...خیلی دلم می خواد بیشتر بلد شم...
ایشالااااااااااااااااااااااااااااا
بهزاد و سمیرا
دوشنبه 14 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 09:35
سلااااااااااااااااااااااااام دوست جونم
خوبی؟؟؟؟
بابا هنرمند.خیلی خوشگل شده بودن
خیلی خوبه که حوصله ی شیرینی پزی رو داری.من کلا به شیرینی علاقه ندارم
افرین تا میتونی تمرین کن تا راننده ی حرفه ای بشی.ولی خیلی دقت کن
ممنون که به ما سر میزنی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام..چه طورید شما ها؟ بابا پارسال دوست امسال آشنا...
دوست دارم کارای هنری رو بلد باشم...حالا علاقه زیادی هم به شیرین ندارما...
آره رانندگی فقط تمرین می خواد...
صبا
سه‌شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 12:22
مبارک باشه خیلی خوب شده بلورین.شال هم خیلی نازه مخصوصا رنگش.مدلی که بافتی چیه کشباف که نیست یه کم توضیح بده من خیلی کنجکاوم.
عزیزم وبلاگستان وبلاگهایی رو که تا یک ماه آپ نکنن خودبخود از لینک دوستات حذف میکنه.دیگه با مسئولش رفیق شدم بسکه صحبت کردیم.گفت الان بودجمه مون کمه نمیتونیم جوابگوی همه باشیم.اگه بتونن بودجه رو بیشتر کنن محدودیت ها هم میره.تازه یه تغییراتی هم داده بودن که دیگه مثلا نمیتونستی اسم دوستت رو روی لینکش بذاری و فقط اسم وبلاگشو نشون میداد کلی چک و چونه زدم تا درستش کردن.کلی هم ازم تشکر کردن واسه اعلام مشکل
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه این مدل کشباف نیست ولی کش میاد...یه دونه رو از رو می بافی و دو تا دونه بعدی رو یکی می کنی اونم با بافت از زیر با این شرط که دونه اولی رو از سر میل قبلی در میاری و دونه دومی رو دوباره از زیر میبافی...به همین ترتیب دونه بعدی رو از رو می بافی و دو تا دونه بعدی رو از زیر یکی می کنی و همینجوری ادامه می دی...
برای بافت زیر لباس هم دونه ها می شه یه زیر و دو تا رو...این دو تا دونه رویی رو دیگه ساده می بافی نیازی نیست دو تا یکی کنی...
...
ای ول داری تو دختر...دستت درد نکنه...ایشالا تغییرات بهتری هم توش ایجاد بشه و ما فیض ببریم...
بلبل السلطنه و محبت الدوله
سه‌شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 15:29
آورین. خوبه آدم یکهویی کارهای ناباورانه بکنه :دی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره دیگه...حس خوبی به آدم دست می ده...اعتماد به نفس و می بره بالا...
صدف
چهارشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 13:22
بابا ایول هنرمند ...
خب انقد از هنرات ننویس من شرمنده میشم خب
درضمن بیا توضیح بده چرا انقد کمرنگ شدی ؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخه چرا شرمنده بشی دختر؟ افتخار کن که یه همچین کدبانویی روی کره زمین داره زندگی می کنه(آیکن خودشیفتگی)
نمی دونم چرا...به قول اون جکه هستم ولی خستم!!
غزال
شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 00:51
افرین خیلی خوب شده
بابا معرفت واسه برادر شوهر بافت میزنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ازت
آره...خانواده شوهرم خوبن خداییش
darya
شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 21:56
_______(¯`:´¯)
_____ (¯ `•✦.•´¯)
_____ (_.•´/|\`•._)
_______ (_.:._)__(¯`:´¯)
__(¯`:´¯)__¶__(¯ `•.✦.•´¯)
(¯ `•✦.•´¯)¶__(_.•´/|\`•._)
(_.•´/|\`•._)¶____(_.:._)_¶
__(_.:._)__ ¶_______¶__¶¶
____¶_____¶______¶__¶¶ ¶¶
_____¶__(¯`:´¯)__¶_¶¶¶¶ ¶¶¶¶
______(¯ `.✦.•´¯)_¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶
______(_.•´/|\`•._)¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶
_______¶(_.:._)_¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶
¶_______¶__¶__¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶
¶¶¶______¶_¶_¶¶¶¶(¯`:´¯)¶¶¶¶¶
¶¶¶¶¶(¯`:´¯)¶ _¶(¯ `•✦.•´¯)¶¶¶
¶¶¶(¯ `.✦.•´¯ )¶ (_.•´/|\`•._)¶
¶¶¶(_.•´/|\`•._) ¶¶ (_.:._)¶¶
¶¶¶¶¶¶(_.:._)¶¶¶_ ¶¶¶¶ ¶¶¶
__¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶(¯`:´¯) ¶¶ ¶¶¶
______¶¶¶¶¶(¯ `•.✦.•´¯)¶¶ ¶¶¶
____¶¶¶¶ ¶¶ (_.•´/|\`•._)¶¶¶ ¶¶¶
___¶¶¶¶ ¶¶¶¶ ¶ (_.:._)¶__¶¶¶ ¶¶
___¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶_¶¶¶ ¶¶¶___¶¶ ¶¶
_¶¶¶¶ ¶¶¶¶___¶¶¶ ¶¶¶¶____¶¶¶
¶¶¶¶¶¶¶¶____ ¶¶¶ ¶¶¶¶_____¶
-_____--------_¶¶¶¶¶¶¶¶¶
-----_____---_¶¶¶¶¶¶¶¶¶
----____-----_¶¶¶¶¶¶¶¶¶
___|___|___|_____|___|___|___|___
__|___|___|____|___|___|____|__|__
___|___|___|____|___|___|_|__|___|_
__|___|___|____|___|___|___|___|__

با یک متن آپ هستم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشم
دختری بنام اُمید!
یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 11:25
به به خانم هنرمند، دستتون درد نکنه
خیلی کار خوبی کردی، ان شالله همیشه بسلامت برسی به مقصد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش می کنم خانوم امید بانو جانمان
ممنونم ازت ایشالا...
فروغ(ردپاهایم)
یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 14:41
چقدر پلیور رو تمیز بافتی آفرین
مبارکشون باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم از محبتت
روزای من
یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 17:30
خیلی خوشکله پلیوره
شالگردنم خیلی قشنگه به هر لباسی میاد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم عزیزم...
آره چون رنگاش ترکیبیه به همه چی میاد
گیسو
یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 23:49
نوشتنو شروع کردم[چشمک]
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آورین به تو...به به...خوش اومدی...انگاری دلت تنگ شده بود که باز زدی تو خط نوشتن
عسل
چهارشنبه 21 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 15:15
اون کلاف کاموا اونقد رنگی رنگی و خوشگله آدمو سورپرایز میکنه..هی دوس داری ببافی ببینی آخرش چه شکلی میشه:)..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره بافتنی آدم و معتاد می کنه کلا...دیگه کاموا هم که خوشکل باشه بیشتر جذب کننده است...
عسل
چهارشنبه 21 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 15:17
من راننده ی ماهریم بلورین بانو..بین دیوار و تیر برق پارک میکنم..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آفرین به تو که اینهمه ماهر و دقیقی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد