X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1393 @ 17:39

من آمده ام...

سلام به دوستای خوب و مهربونم که تو این مدت تنهام نذاشتن...

شاید هر چی بگم یه جورایی بشه توجیح یا بهونه برای نیومدنم...ولی باور کنید خیلی دلم میخواست زودتر بیام اما نشد که بشه یعنی اتفاق خاصی هم نیافتاده که بگم به خاطر اونه اما بالاخره که همه چی دست به دست هم میداد من نتونم زیاد بیام اینورا...

از اینا بگذریم خیلی دلم واستون تنگ شده بود... واسه تک تکتون...راستش چند روزی میشه که میخوام بیام پست بذارم اما نمیدونم چرا نت کام وصل نمیشه و من مجبور شدم بازم با گوشی بیام اینور...خودتون میدونید دیگه با گوشی یه کم سخته...

و اما بریم سراغ این روزای من...

از موقعی که فهمیدم یه تمشک دوست داشتنی دارم از همه طرف از این دست خبرای خوش بهم میرسه و منو شگفت زده میکنه...چه تو دنیای دوستای وبلاگی چه بیرون از اینجا برای اقوام و آشنایان...خیلی برام جالبه...

از احوالم بهتون بگم که من توی این مدت همه ش در حال استراحت بودم...یعنی توان ایستادن نداشتم و مدام سرگیجه داشتم...الان خدارو شکر کمتر شده اما باعث شده من تنبل و بی حوصله بشم و همه ش در حال خواب!!! ...یعنی عایدی جز این برام نداشته...مدام دلم میخواد یکی پیدا بشه کارای خونه رو انجام بده... خونه و زندگیم یه تمیزکاری حسابی میخواد که منه تنبل باشی نمیذاره دست بجنبونم...این از من...

و اما تمشک کوچولوی من...هنوز جنسیتش فکر نکنم معلوم باشه...ولی من دلم میخواد تا آخرین لحظه کسی ندونه که پسر یا دختره...اینجوری بهتره چون همه واسه خودشون هی حدس میزنن منم ذوق میکنم...تو این مدت بس که بی حوصله و حال ندار بودم نتونستم برنامه های عبادی هر ماه بارداری رو انجام بدم اما گفتم از این به بعد ان شاءالله انجام بدم که بعدا پشیمون نشم...

ایشالا کام نتش وصل بشه میام پیش تک تکتون...الان هم دارم با وای فای کار میکنم نمیدونم چرا وای فای لب تاپم کار نمیکنه...باید به یکی بگم بیاد برام درستش کنه...زود میام منتظر باشید...چندتا کامنت دوستان هم هست که تایید نکردم سر فرصت ایشالا...

فعلا بای تا های...

نظرات (13)
نادم
سه‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 17:47
عشق آن اگر باشد که می‌گویند
دل‌های صاف و ساده می‌خواهد
...
عشق آن اگر باشد که من دیدم
انسان فوق العاده می‌خواهد
امتیاز: 0 0
رزماری
چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 09:09
آخی عزیز دلم .
خدا رو شکر که الآن بهتری .ایشالا بعد این بهتر هم بشی و دیگه حال عمومی ات اذیتت نکنه .
بلورین جان زود بیا به جمه وبلاگستانی ها ،‌ دلمون تنگه برات
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله خدا رو شکر الان خوبم...
اومدم و اومدم...منم دلم برای همتون تنگ شده
دختری بنام اُمید!
چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 09:54
سلام بر عزیز دلم و تشمک کوچولوی نازش
خوبی عزیزم؟
دلم براتون تنگ شده بود، قبلا برات کامنت گذاشتم اما نمیدونم ثبت شد یا نه، اما بازم تبریک میگم و از خدا میخوام که هر دوتون سالم باشید
همچنان تو همین وبلاگ مینویسم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بانو امید...
ممنونم از محبتت
فکر کنم باشه کامنت قبلیت...
بله خوشحالم هستی تو همون وبلاگت
صبا
چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 10:59
بلورین الان چند هفته هستی؟ بارداری برا هر کسی یه مدلیه.من انقدر ترش میکنم و از بوی غذا بدم میاد که حد نداره.شکر خدا خونه مامانم هستم و نگرانی بابت کار خونه ندارم.سوره والعصر رو زیاد بخون تا نی نیت صبور بشه :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من الان هفته هیجدهم...
آره روی هر کسی یه مدلی خودشو نشون می ده...منم خداییش بیشتر مامانم و مادر شوهرم بهم غذا می دادن...غصه غذا نداشتم تقریبا...دیگه بقیه کارا هم حامی تا حدودی کمک می کرد...آره می خونم...
الما
پنج‌شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 14:40
سلام
اره دیگه کمک کم به عوارض بارداری دچار میشی ک اینم یه بخشی از این دوران لذت بخشه من ک دچار کمر دردای شدید شدمشاید از ظاهرت متوجه بشن دخمله یا پسمل.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام...وایی این عوارض خیلی ضد حاله برای ادم...ولی چه می شه کرد دیگه...به قول همسری هر که یار خواهر جور هندوستان کشد...آره از ظاهر هم مشخص میشه تا حدودی...
گلی
جمعه 3 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 12:51
سلام خانمی خوبی ؟ انشالله که تمشک جونت به سلامتی به دنیا میاد و براتون خیر و برکت میاره
اومدم برات نظر بزارم پس کی میای خانمی؟ دیدم جدید اپ کردی کلی خوشحال شدم
التماس دعا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم...
آره دیگه خیلی دچار رکود شده بودم گفتم بیام اپ کنم
صدف
دوشنبه 6 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 00:28
به به سلامممممم به مامان بلورین و تمشک جیگر خودمون ...
بلورین حرفشم نزن ... به محض اینکه جنسیتشو خودت فهمیدی باید بیای به ما هم خبر بدی ... اصلا راه نداره ... نذاری ماه نهم بعدزایمان بگیا ...
ایشالا که همین یه کوچولو حال نداریت هم رفع میشه و میشی بلورین سابق .
بوووووس .
دعاهم برای صدفی یادت نره . به تمشک هم سفارش کن خاله صدف دعانیاز داره ...
بووووس به روی ماه هردوتون :*
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام صدف جون خودم...
باشه حالا ببینم چی می شه...البته بستگی به شرایط داره...
ممنونم ازت...
بهش گفتم حتما تا حالا کلی خاله شو دعا کرده دیگه...بچم حرف گوش کنه
محبوبه
دوشنبه 6 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 00:28
سلام عزیزم خوشحالم دوباره آپ کردی منتظریم و بهتر باشی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام...
ممنونم ازت میام پیشت ایشالا
بهزاد و سمرا
جمعه 10 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 16:54
سلااااااااااااااااااام عزیزم
خدارو شکر که همه چی خوبه
به امید خدا حالت خوبه خوب میشه و میتونی ازاین روزا حسابی لذت ببری
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
بله خدا رو شکر...ممنونم ازت
صبا
چهارشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 13:25
انقدر دیر جواب میدی که آدم میمونه کی هفته 18 بودی :|
کلا ازت نا امید شدیم دیگه :|
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببخشید دیگه...من خیلی کم حوصله شدم...دقیقا همون موقعی که جواب کامنتت و خوندی من 18 هفته بودم...الان بیست هفته...من همون موقع که کامنت و جواب می دم همون موقع هم تایید می کنم...الان هم 6 شهریوره که بیست هفته هستم
عسل
پنج‌شنبه 30 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 23:03
اوووووو از کی بود کامنت نذاشته بودم اینجا :)))
خداروشکر که حالت خوبه و نی نی هم ایشالا سالم بدنیا میاد :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم از محبتت عزیزم...
صدف
چهارشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 01:05
مامان کوچولو کجایی پس ؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هستم
بلبل السلطنه
پنج‌شنبه 6 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 20:11
واى دوستم, چقدر برات خوشحالم. امیدوارم روزاى خوبى رو با تمشک کوچولو داشته باشى و صحیح و سلامت باشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ازت عزیزم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد