X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 10 شهریور‌ماه سال 1393 @ 17:59

پیرزن دوست داشتنی

گاهی وقتا خیلی دلم واسه روزای پر رونق اینجا تنگ می شه...واسه دوستای گلم...ولی مدتیه که اصلا حال و حوصله کامی رو ندارم و وقت بیکاری هام و به دیدن تی وی میگذرونم...ولی امروز گفتم حتما باید بیام...یه اراده قوی میخواستا

..

چند وقت قبل با حامی داشتیم خیابون گردی می کردیم...یه آن یه پیرزنی رو دیدم که دست به دیوار داشت یواش یواش حرکت می کرد و یه نگاهی هم به خیابون مینداخت بلکه کسی واسش نگه داره و سوارش کنه و تا جایی اونو برسونه...حامی ندیدش و ما ازش رد شدیم اما به حامی گفتم نگه داره وقتی وایساد برگشتیم عقب و نگاه کردیم دیدیم یه پیرزن فوق العاده ناز و دوست داشتنی با یه خنده ای که حسابی اونو خوشحال نشون می داد از اینکه کسی پیدا شده اونو برسونه داره میاد طرف ماشین...از همون موقعی که سوار شد کلی دعا کرد و دعا کرد و دعا کرد...حامی کلا آدمیه که ببینه کسی منتظر ماشینه واسش نگه می داره و منم خوشحالم از این موضوع ولی طی این مدتی که میدیدم گاهی حامی کسی رو سوار می کرد و می رسوند هیچ کدومش به اندازه خنده اون پیرزن بهم نچسبید...یعنی گوشت شد به تنم حسابی ها...بنده خدا می خواست بره خونه دخترش...

...

و اما نی نی گولوی بنده...از همون لحظات اولی که فهمیدم دارم مامان می شم هم من هم حامی به دلمون افتاده بود بچه م پسره...الان هم بیشتر کسایی که من و می بینن میگن ظاهرت به پسر می بره...البته فردا نوبت سونو دارم ببینم این کوچولوی ما رخ نمایی می کنه یا نه!!...اما وقتی به حامی میگم فلانی گفته بچه ت پسره میگه بعد از چهار پنج ماه این هنر نیست که...هنر اونه که لحظه اول حس کنی و درست از آب در بیاد...

 دوران بارداری خیلی شیرینه...یه انتظار شیرین و دلچسب همراه با نگرانی های خاص خودش...حالا یه چند روزیه که حرکتای بچه م و حس می کنم و وقتی تکون می خوره من گریه م میگیره...اشکم خود به خود جاری می شه...قدرت خدا رو تو این لحظات بیشتر حس می کنم و درک می کنم...

تو پست قبلی بهتون گفتم که از همه طرف داره بهم خبر می رسه که خیلی ها دارن مامان می شن...این روند همچنان ادامه داره و دیروز هم خبردار شدم یکی دیگه از اقوام حامله است...من دعا می کنم برای تمام کسانی که دلشون می خواد بچه دار بشن و زودتر این اتفاق خوب براشون بیافته به امید خدا...

امید دارم از این به بعد بیشتر اینورا آفتابی بشم

نظرات (5)
زیر این آسمون آبی (فاطیما)
سه‌شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 08:29
منم تا 20 هفتگی که جنسیتشو بفهمم همه با اطمینان بهم میگفتن بچه ات پسره طوری که خودمم باورم شده بود!
اما سونوگرافی یه چیز دیگه رو نشون داد
زیاد به حرفا استناد نکن
انشالله هرچی که هست سالم و صالح باشه

چشم به هم بزنی این روزها تموم میشه و نی نی گولوت میاد تو بغلت
سعی کن از این روزهات نهایت لذتو ببری عزیزم

نمیگم زایمان طبیعی راحته، اما مطمئنم خدا خودش کمک میکنه و به آدم قدرت تحمل دردشو میده
تمام خانمهایی رو که زایمان کردن و بالا سرشون بودم، با دنیا اومدن بچه و در آغوش گرفتنش همه چی از یادشون رفت و وقتی میپرسیدم به درد و سختی اش می ارزید، بدون هیچ مکثی میگفتن آره و بچه رو به خودشون میچسبوندن!

نگران اون موقع نباش
توکلت به خدا باشه عزیزم
این دردها برای ساخته شدن ماست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره روی هر کسی یه مدل نشون می ده...مهم همون سالم و صالح بودنشه...
آره سعی می کنم خوب ازشون بهره بگیرم چون دیگه این لحظات گیرم نمیاد...
دقیقا همینطوره...اینهمه درد می ارزه به بغل کردن بچه ت تو اون لحظه قشنگ...ایشالا که همه مادرا بچه هاشون و سالم دنیا بیارن و دلشاد بشن...من و تو هم جزء شون باشیم
دختری بنام اُمید!
سه‌شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 09:13
سلام عزیزم
خوبی؟ نی نی خوبه؟
خداروشکر که همه چی خوب و آرومه و نی نی هم داره خودشو نشون میده;)
ان شالله همیشه زندگیتون پر باشه از خیر چون خودتون خیرخواهین، خدا بزرگترها رو برامون حفظ کنه
مراقب خودت و نی نی باش:*
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بانو جان
ممنون دو تامون خوبی خدا رو شکر
دیروز رفتم سونو...بچه م با شرم و حیاست دکتر گفت پاهاش رو همه جنسیتش معلوم نمی شه...منم کلی دپرس شدم
ولی مهم نیست حالا ایشالا سالم باشه اونم تو سونوی بعدی ایشالا مشخص می شه
ممنونم ازت انشاءالله
مامان باران
سه‌شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 16:19
سلام بلورین بانوی عزیز. ازطریق وبلاگ گلابتون بانو با وبلاگت آشنا شدم. انشاله نی نی ات بسلامتی دنیا بناد. مطمئن باش فرصت هات باتولدکوچولو کم میشه.خواستی،برو وبلاگ باران سربزن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خیلی خوش اومدی
ممنونم ازت...دقیقا مطمئنم فرصت سر خاروندن ندارم دیگه
پری
سه‌شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 16:23
سلام خانومی.خوبی؟نی نیت خوبه؟
باورت نمیشه به هر وبلاگی سر میزنم خبر بارداری میخونم!
منم دلم خواستُ
خوشحال میشم پیشم بیای.افتخار دوستی میدی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام...خوبه سلام داره خدمتتون
آره انگار امسال سال خود بارداریه:
خب دست به کار شو اگر ازدواج کردی
بله حتما میام
رزماری
چهارشنبه 12 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 09:02
ایشالا هرچی خیره همون برات پیش بیاد .
به امید خدا نی نی شما هم سالم و سلامت باشه و سلامت هم بگیری تو بغلت .
خدا ایشالا به همه مامانها هم کمک کنه که نی نی های سالم به دنیا بیارن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ازت رزی جان
انشاءالله
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد